لويه جگره؟!

حيف و صد حيف كه لويه جگره به اين زودي! به پايان رسيد. تازه داشتيم با آن اٌنس مي‌گرفتيم و با چهره‌ها و تعداد داندان‌هاي تك تك نمايندگان  ـ از بس پشت مايك 1 و مايك 2 قرار گرفتند ـ آشنا مي‌شديم. تازه داشتيم با خٌلق و خوي رئيس و تعداد اعضاي هيأت رئيسه معرفت حاصل مي‌كرديم. براي خود نمايندگان كه بد نمي‌گذشت. هر روز مصارف گزافي به حساب ملت افغانستان خرج مي‌شد و سور و سات مهيا بود. شب مهمان اين جناح و روز مهمان آن جناح.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ولي خٌب وكلا و نمايندگان ملت بودند، آنها خوردند، انگار ما خورديم.

مردم افغانستان هم كه هر روز و شب مشغول تماشاي سينمائي بي تكت بودند. سريالي دنباله‌دار كه با وجود سانسور شديد به اندازه كافي جنگ و صلح، عشق و نفرت، قهر و آشتي، اعتصاب و اخراج، خنده و گريه و ... داشت.

تلويزيون‌هاي سراسر كشور هم حداقل به مدت 22 شبانه‌روز از پخش برنامه‌هاي خنك و تكراري راحت بودند.

چه چيزها كه در اين 22 روز نشنيديم، فكاهي، از تفسيق و تكفير تا نكاح و تشكيل حرم‌سرا.

چه چيزها كه نديديم، از توزيع نوار يميناً و يساراً تا مصاحفه و دست‌بوسي با حضرات.

فقط حيف كه من هم در اين لويه جرگه نبودم و الا به عنوان نماينده عكه‌ها، جزماً يك مدال به گردنم آويزان مي‌شد.

 

/ 0 نظر / 9 بازدید