آشپز كه دو تا شد ...

از وقتي عيال بنده از ديار هجرت برگشته هوايي شده. يادش رفته كه يك زماني در مطبخ‌هاي تاريك و دودزده، به جاي ديگ بخار، از «هركاره»هاي سياه‌ماليد و به جاي قابلمه نچسب، از ديگ‌هاي مسي استفاده مي‌كرد، كه مجبور بود براي كندن ته ديگ آ“، يك ساعت «ترق و ترق» كند، و به خاطر آسان شسته‌شدن، پشت آن را گل بمالد.
حالا اگر يك روز كپسول گاز خالي باشد، ما بايد سر بي شام به بالين بگذاريم. مي‌گويد در آشپزخانه Open ـ كه همان «اپن» خودمان!! باشد ـ با هيزم نمي‌شود غذا پخت.
گاز هم كه شده جن و ما بسم‌الله. از بس براي آن باني پيدا شده ـ همان طور كه اگر آشپز دو تا شد، ديگ يا شور مي‌شود و يا بي‌نمك، حالا اگر آشپز شش‌تا شد چه مي‌شود؟؟ ـ اگر نرخ آن تعيين شد، مثل كيميا كمياب مي‌شود و اگر نرخ آن آزاد باشد، فراوان است،‌ اما قيمت آن از مناره‌هاي مصلي هم بالاتر مي‌رود.
گاهي شاروالي،‌ گاهي اتاق تجارت، گاهي رياست مواد سوختي، گاهي شوراي اقتصاد و گاهي كميته انسجام شهر براي آن سرنوشت تعيين مي‌كنند، ولي هيچ كدام تا كنون نتوانسته اند اين اسب سركش را رام نمايند. تا جايي كه حتي يكي از مهمترين موضوعات مورد بحث جلسات شوراي اسلامي همبستگي نيز تعيين نرخ گاز است.
اين همه وعده و وعيد و مسافرت به عشق‌آباد و خريداري سه هزار تن گاز و مصاحبه تلويزيوني و تشبث سكتور خصوصي هم راه به جايي نبرد.
در اين ميانه كسي نيست كه دعواي بنده و عيال را حل كند كه: بابا! تا اين ذوات محترم اين اسب سركش را رام مي‌كنند، از خر شيطان بيا پائين، ما گذشتيم از آشپزخانه «اپن»، بيا و براي پختن غذا اقلا از بوته‌اي، پشكلي، تپه‌گاوي چيزي استفاده كن. ما كه مرديم از گشنگي!

عكه خوش‌خبر!

/ 8 نظر / 11 بازدید
ذبیح

سلام . خدا سرت رحم کند ، تا عیال با بشکل آشپزی کند ، حسابی خرجت درمی آید .

mohammad.ali

سلام خوش خبر مثل که بگويم از آشنايی تان خوشحالم.

ذبیح

عکه جان خوش خبر انشاالله همیشه خوش خبر باشی .از خبر گرفتنت تشکر . نمیشود یک کمی زود زود به خانه ات سر بزنی ؟

سروش

پس از سكوت بلند ، بخش چهارم زبان و ادبيات دري در درازناي زمانه ها . به روي صفحه آمد .

آتش

خوانندهء ارزشنگر ؛ در انتظار آن بوديم که دومين سالروز جاودانه شدن بودا ها گشايش گر گفتمان گسترده در رابطه به ارزشگذاری به مسايل فرهنگ و برخورد با فرهنگ ستيزی ها در گذشته و حال شود . اما با تاسف به جز دو سه دوستی که با پيام هايشان نوازشگر بودا های دلخسته شدند، ديگران درگير بحث های پُر ارزشتر از اين مسله بودند . خبر نگار بی بی سی از کابل گذارشی دارد که ميرساند آنجا نيز سالروز جاودانه گی بودا های بزرگ را که بيش از دو هزار سال در دل کوهپايه های سنگی زيستنذ و استوارانه قدامت سرزمين ما را بر شرق و غرب حکايت کردند، از چشم انداختند . که ما ندانستيم در اين « از چشم انداختن» چی حکمتی بود!!!

آهنگر

سلام دوست عزیز . شمارا به بازدید از ( مثلث شیطان ) دعوت میکنم . سلامت باشید .

خاننده

هر چه در آشيانه سر ميزنيم خبر نو نيست چرا؟

یاسین رسولی

لطفا لينک بفرماييد(فصلنامه مطالعات افغانستان) در ضمن بسيار علاقمند همکاری شماهستيم