تصحيح مواضع

اين كلاغ بدبخت بدتركيب‏، كه سالها عليه اين و آن قارقار كرده و پرندگان، خرندگان و چرندگان زيادي را سر كار گذاشته بود، گاهي عليه شغال شعار مي‌داد و گاهي عليه روباه، اخيراً كه اوضاع زمانه عوض شده،‌ به مقتضاي شرايط و متناسب با مد روز،‌تمام آرمان‌ها و اهدافي را كه براي آن سالها شعار داده بود، كشته داده بود، سخنراني كرده بود، اسير داده بود، يتيم داده بود، آواره داده بود، رها كرده ، بالاي مناره مصلي رفته و با آن صداي نحس و نكره‌اش عليه آرمان‌هاي سابق! خويش قارقار كرده، گاهي پوزه شغال را مي‌بوسد و گاهي دم روباه را نوازش مي‌كند.
خيال كرده با اين ”تصحيح مواضع“ مي‌تواند سر خلق‌الله را شيره بمالد و يا ارباب نام و نان را فريب دهد. خبر ندارد كه ارباب‌هاي اين دور و زمانه صد تاي مثل او را به كنار دريا برده و تشنه بر‌مي‌گردانند.
مردم هم كه ديگر آن مردمي نيستند كه الف را از تياق تشخيص ندهند، از بس در طول ساليان دراز اين راديو و آن راديو را شنيده اند و از بس با اين حزب و آن تنظيم و اين رهبر و آن فرمانده سر و كله زده اند، ‌يك پا كارشناس سياسي شده و پوست هر كسي را در دباغي مي‌شناسند. بيت:
به هر رنگي كه خواهي جامه مي‌پوش
من از طرز خرامت مي‌شناسم

/ 0 نظر / 5 بازدید